کد خبر: 1127636
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۴۰۱ - ۲۰:۵۵
میعادگاه  ضد امریکا محرم ۱۴۴۴ فرصتی شد تا برای اولین بار به زیارت مزار شهید ابو مهدی المهندس مشرف شوم. ابو مهدی را از همراهی اش با سردار حاج قاسم سلیمانی در جبهه مقاومت می‌شناختم. کمی بعد فیلم کوتاهی از مصاحبه او در فضای مجازی منتشر شد که در آن از انقلاب اسلامی، ولایت فقیه و حاج قاسم صحبت کرده بود. ابو مهدی در این فیلم مستند از جهاد حاج قاسم، شجاعت و بصیرت او گفت و خود را سرباز حاج قاسم معرفی کرد. خبرنگار مجدداً و موکداً از او پرسیده بود فرمانده حشدالشعبی عراق خودش را سرباز حاج قاسم می‌داند؟! ابو مهدی گفته بود بله به این سربازی افتخار می‌کنم که نعمتی الهی است. 
 صغری خیل فرهنگ
 
شباهت زیادی بین این دو فرمانده و سرباز وجود دارد. کمی تحقیق و مطالعه کافی است تا بدانیم ابو مهدی حشدالشعبی همان حاج قاسم جبهه مقاومت است که مسیر زیادی را در سال‌های مجاهدتش طی کرد تا به مقام سربازی ولایت رسید و عاقبتش شهادت شد. ابو مهدی در آن فیلم به حکمت ۳۰۶ نهج البلاغه اشاره کرده و گفته بود کَفَى بِالأَجَلِ حاَرِساً. هرکس سرنوشت حتمى معینى دارد و تا آن زمان فرا نرسد جان او محفوظ است؛ اما هنگامى که فرمان نهایى رسید، هیچ‌کس و هیچ چیز نمى تواند در برابر آن مقاومت کند. آری اجل برای او شهادت در رکاب یار و همرزم دیرینه اش حاج قاسم بود. نوشتار زیر روایتی است از زیارت مزار شهید عزیزمان ابو مهدی المهندس و همکلامی با زائران مزارش. 
 
 زیارت مزار شهدا تجدید پیمان با شهداست
از وادی السلام نجف به سمت مزار ابو مهدی راهی می‌شوم ودر مسیر زیارت آیت‌الله قاضی و شهید هادی ذوالفقاری نصیبم می‌شود. اما تا محل مزار ابو مهدی فاصله زیادی است که بالاجبار با ماشین مسیر را طی می‌کنم. در مسیر به تصاویر و فیلم‌های ابو مهدی نگاه می‌کنم. از حضورش در جبهه مقاومت، از فرماندهی نیرو‌های حشدالشعبی، از دیدار و سرکشی هایش در محله‌های عراقی و خانواده شهدا و… همه و همه من را مشتاق زیارتش می‌کند. کمی مانده تا مقصد، تصاویر شهدای حشدالشعبی بر درو دیوار کوچه‌های نجف جلوه گری می‌کنند. هر چه به مزار شهید نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوم تعداد تصاویر بیشتر و بیشتر می‌شوند. 
لحظاتی بعد ماشین نگه می‌دارد و راننده عراقی می‌گوید اینجا مزار ابو مهدی است. شور و حال عجیبی دارم. از یک ورودی کوچک به قبرستان راه پیدا می‌کنم و بعد از طی مسیر کوتاهی به محل تدفین شهدای حشدالشعبی و ابو مهدی می‌رسم. حالا در چند قدمی مزار شهیدی ایستاده ام که امام خامنه‌ای به ایشان فرمود من هر شب شما را با اسم دعا می‌کنم. نزدیک در ورودی یکی از نیرو‌های حشدالشعبی ایستاده، برای حفاظت از زائران و مزار شهدا، جلو‌تر می‌روم وارد سالن می‌شوم. 
همانطور که تصور می‌کردم ابو مهدی و یارانش میزبان زائرانی هستند که به عشق ایشان خودشان را به اینجا رسانده‌اند. قاب عکس بزرگی از شهید ابو مهدی بر بالای مزارش قرار دارد. نزدیک می‌شوم سلام و عرض ارادتی و یادی می‌کنم از آن‌هایی که دوست داشتند برای لحظاتی کنار فرمانده شهید و یارانش باشند. هر لحظه که می‌گذرد زائران می‌آیند و می‌روند. کمی دورتر تصویر یک شهید چشم نواز است، از کنار مزار ابو مهدی بر می‌خیزم و به سمت تصویر می‌روم، درست حدس زدم تصویر محمد است، شهید محمد شیبانی. شهیدی که همراه با ابو مهدی و حاج قاسم به شهادت رسید. محمد فرزند یکی از شهدای عراقی است. شهید ابوجعفر شیبانی. همرزم و رفیق حاج قاسم و ابو مهدی. ابوجعفر در وصیتنامه اش محمد را به حاج قاسم سپرده بود و دست تقدیر بر آن شد که حاجی خودش امانت را با شهادت به پدر برساند. کناری می‌ایستم و به تصاویر شهدا و زائران خیره می‌شوم. به حق باید گفت که این عشق و ارادت به شهدا در وجودشان نعمت الهی است. 
 احساس افتخار در جوار شهدا
ابو فلاح هم به زیارت مزار شهدا آمده است. او یکی از همراهان ورفقای شهید حاج ابو مهدی المهندس و دایی شهید محمد شیبانی است. از او می‌خواهم از ابو مهدی بگوید. می‌پذیرد و با یاد خدا صحبت هایش را آغاز می‌کند و می‌گوید من این افتخار را هم داشتم که تحت فرماندهی برادر عزیزم حاج ابو مهدی انجام وظیفه نمایم. اگر اجازه بدهید قبل از پاسخ به سؤالتان در مورد حضورم در اینجا و زیارت این بزرگواران خاطر‌ه‌ای را برایتان از تشییع شهدا روایت کنم. در روز تشییع پیکر‌های مطهر شهیدان حاج قاسم وحاج مهدی وهمراهان آن‌ها من هم مانند همه برادران در خیابان ایستاده ومنتظر رسیدن پیکر‌های مطهر شهدا بودم. دلتنگی و حس عجیبی داشتم. یک لحظه من با دعای صمیمانه از پروردگار تعالی خواستم اولین نفری که پیکر مطهر شهدا را لمس می‌کند من باشم و آن‌ها را مشایعت کنم. باورتان نمی‌شود الحمدلله دعایم مستجاب شد و ماشین حامل فرماندهان شهید به کنار من آمد و ایستاد و دقیقاً از همان جا تشییع پیکر‌های مطهر شهدا آغاز شد. دست بر تابوت شهدا کشیدم. لحظه‌ای که با افتخار ثبتش کردم.»
ابو فلاح در ادامه از حضورش بر مزار شهدای مقاومت می‌گوید: «زیارت مرقد مطهر شهید ابو مهدی مهندس و شهدای این جایگاه یک تجدید عهد وبیعت با شهیدان است. شهدایی که الگوی بارز و شایسته جهاد، ایثار وفداکاری در محور مقاومت هستند. من وقتی بالای قبر شهید ابو مهدی می‌ایستم حس افتخاروسربلندی دارم که یک زمانی من با این عزیز همرزم وهمسنگر بودم؛ و ان شاءالله مشمول شفاعت ایشان در روز قیامت باشم. من ساکن عراق هستم و توفیق دارم که مکرر به زیارت امیرالمومنین (ع) مشرف شوم و بلافاصله خودم را به مرقد شهدا برسانم. حالا دیگر زیارت شهدا و مزار ابو مهدی برای من امر واجبی است که ترکش نمی‌کنم.»
هم کلامی مان با ابو فلاح با یک دعا به پایان می‌رسد «اللهم ارزقنا زیارته فی الدنیا وشفاعته فی الاخره» 
 شهید هادی ذوالفقاری
کناری ایستاده و به مزار ابو مهدی خیره شده است. جوانی است عراقی، از او می‌خواهم از خودش برایم بگوید، به خوبی فارسی صحبت می‌کند و می‌تواند به خوبی پاسخ گوی سؤالات باشد. می‌گوید من سید مهد موسوی فرزند شهید علی موسوی هستم. پدرم سال‌ها پیش به دستور صدام به شهادت رسید. او شهید هادی ذوالفقاری را می‌شناسند و می‌گوید: «من و هادی با هم رفیق بودیم. او را خوب می‌شناختم. خبر شهادتش برایم بهت آور بود. هر وقت که به نجف بیایم به مزار هادی و ابو مهدی سر می‌زنم.» 
او از آشنایی و دیدارش با ابو مهدی می‌گوید: «من حاج ابومهدی را در زمان ورود داعش به عراق زمانی که در حشدالشعبی بود می‌شناختم. من او را در برخی مصاحبه‌های مطبوعاتی می‌دیدم و حرف هایش را می‌شنیدم. ابو‌مهدی آرامش عجیبی داشت به طوری که در اولین دیدار از میزان ثبات روحیه اش شگفت زده شدم. من او را از نزدیک دیده ام. در مجلس فاتحه شهید اکرم الخاقانی و در حرم امیرالمؤمنین (ع). ابو مهدی با چند تن از یارانش به نماز جماعت ایستاد. شناخت ابو مهدی از زبان نیروهایش جالب است. یکی از بچه‌های حشدالشعبی می‌گفت ابو مهدی مرد بسیار بزرگی است. در بین همه دغدغه‌ها و کارهایش در طول روز، زمان خاصی را برای عبادت و اعتکاف نزد پروردگارش دارد. 
 ابو مهدی شایسته ستایش است
سمیرا از تهران آمده و حالا او هم زائر مزار ابو مهدی شده بود. او می‌گوید: واقعیتش من اصلاً ایشان را نمی‌شناختم من ابو مهدی را با شهادت حاج قاسم سلیمانی شناختم. بعد کمی درباره اش مطالعه کردم و متوجه شدم چقدر مرد مجاهدی بود و چقدر به حاج قاسم ارادت داشت. همین ارادت شان به حاج قاسم من را مشتاق کرد که بیشتر او را بشناسم و به مزارش بیایم. 
آمدم برای عرض ارادت به ساحت مردی که در نهایت بزرگی و مجاهدت خودش را سرباز حاج قاسم می‌دانست. آمدم که به ابو مهدی بگویم ما حواسمان هست که شما حاج قاسم ما را در جبهه مقاومت و در نبرد با تکفیر و داعش و استکبار تنها نگذاشتید. آمدم بگویم ما شما را دوست داریم. این عشق مردان خدا است که مرز‌ها را در هم می‌شکند و همه ما را یکدست و همراه می‌کند. خیلی خوشحالم که اینجا هستم. خداراشاکرم بر این نعمت زیارت. زیارت مزار کسی را نصیب من کرد که عاشق خدا بود خدا عاشقانه او را خرید. مردی که مخلص بود. حالا ابو مهدی را مردی وارسته و با صلابت می‌شناسم که برای اسلام و برای مردمش ایستاد و عاشقانه جان داد. این‌ها شایسته ستایش هستند.»
 محبوب قلب‌ها
مزار شهید ابومهدی المهندس دیگر یک قبر ساده نیست، میعادگاه همه کسانی است که می‌خواهند به مقابله با امریکا و استکبار برخیزند و حالا روزانه زائران زن و مرد از داخل عراق و کشور‌های مختلف از جمله ایران، لبنان و بحرین به زیارت فرمانده‌ای می‌روند که خود را سرباز حاج قاسم می‌دانست.
ابومهدی المهندس، با عنوان قائم مقام تشکیلات حشدالشعبی طی سال‌های ۲۰۱۴ تا هنگام شهادتش نقش بزرگی در جنگ علیه داعش ایفا کرد و شخصیتی به شدت محبوب در میان نیرو‌های حشدالشعبی و جامعه شیعیان عراق بود و شهروندان اهل سنت، کرد‌ها و سایر طیف‌های عراقی نیز برای او احترام ویژه‌ای قائل هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار